سيد محمد على ايازى

369

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

كافى بر تحريف‌ناپذيرى قرآنِ عزيز هستند . 5 . حكم عقل بر عدم تحريف قرآن . عقل ، به روشنى حكم مىكند كه در مورد چنين كتابى كه هادى جاودانهء بشرى است ، هرگز امكان تغيير و تبديل وجود ندارد ؛ چون در اين صورت ، نقضِ غرض الهى مىشد . فصل دوم : بررسى اشكالات وارد بر روايات « الكافى » « اهل سنّت ، بر بعضى از احاديث كافى در مورد قرآن ، اشكالاتى گرفته‌اند و وجود اين احاديث در كافى را دليلى بر عدم صلاحيت كتاب مذكور ، به عنوان اوّلين جامع حديثى شيعه ، مىدانند . به‌علاوه ، ديندارى صاحب كتاب را نيز زير سؤال برده و نهايتاً صاحب كتاب و به تبعِ آن ، شيعه را متّهم به اعتقاد به تحريف قرآن نموده‌اند » . مؤلّف گرامى ، با آوردن مقدّمهء ياد شده براى فصل دوم ، در ادامهء فصل با طرح سه اشكال از اشكالات وارده در اين زمينه ، به تبيين موضوع و آن گاه ارائهء پاسخ‌هايى كه از طرف مؤلّفان و محقّقان شيعه بدانها داده شده ، پرداخته است . 1 . طرح اشكالات آقاى ابو زهره . محمّد ابو زهره ، از جمله كسانى است كه اشكالاتى بر الكافى و شيخ كلينى وارد كرده است . وى در كتاب الإمام الصادق عليه السلام ، ابتدا با عنوان « لا تبديل و لا نقص فى كتاب اللَّه » ، نظر خود را در مورد قرآن و تحريف‌ناپذيرى آن ، بيان مىدارد و آن گاه ، به كسانى اشاره مىكند كه ادّعاى تحريف قرآن را براى فساد اسلام و مسلمانان ، مطرح كرده‌اند و براى مقصود خود ، سندهايى اختراع كردند . وى همچنين مىنويسد : ما اين روايات را در كتب برادران اثنا عشرى يافتيم كه آن را به امام صادق عليه السلام نسبت مىدادند ، در حالى كه او تا روز قيامت ، منزّه است . ابو زهره ، در ادامه ، شيخ كلينى را هدف قرار داده و مىنويسد : امّا كسانى كه آن روايات را به امام صادق عليه السلام منسوب كردند ، در نقل روايت